| نیلوفر |
| از مرز خوابم می گذشتم، سایه ی تاریک یک نیلوفر روی همه ی این ویرانه فرو افتاده بود. کدامین باد بی پروا دانه ی این نیلوفر را به سرزمین خواب من آورد ؟ در پس درهای شیشه ای رویاها، بام ایوان فرو می ریزد
+
نوشته شده در سه شنبه یکم دی 1388ساعت 23:5 توسط saghar
|
|
| نیایش ... ! |
خدایا .... ! مرا از این فاجعه ی پلید مصلحت پرستی که چون همه گیر شده است ، وقاحتش از یاد رفته و بیماریی شده است از فرط عمومیتش ، هر که از آن سالم مانده بیمار می نماید، مصون دار تا: به رعایت مصلحت ، حقیقت را ضبح شرعی نکنم.
+
نوشته شده در شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 10:58 توسط حسین
|
|
| تا آ یینه پدیدار آئی عمری دراز در آن نگریستم من برکه ها ودریا ها را گریستم ای پری وار درقالب آدمی که پیکرت جزدر خلواره ناراستی نمی سوزد! حضور بهشتی است که گریز از جهنم را توجیه می کند، دریائی که مرا در خود غرق می کند تا از همه گناهان ودروغ شسته شوم وسپیده دم با دستهایت بیدارمی شود احمد شاملو
+
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 17:49 توسط حسین
|
|
| عطش |
دو پرنده بی طاقت در سینه ات آوازمی خوانند
+
نوشته شده در شنبه سی ام آبان 1388ساعت 12:1 توسط حسین
|
|
| سلام
چهار شنبه ۲۰ آبان روز تولد ساغر ه ! از همین جا تولدش رو بهش تبریک می گم تولدت مبارک
+
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 15:42 توسط حسین
|
|
|
نبایدفراموش کنیم که:
+
نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 19:1 توسط saghar
|
|
| خدایا
ببخشید دیر به دیر اونم وقتی کار دارم میام پیشت اما اینو از ته قلب می گم راستی راستی دوستت دارم چون همیشه هر چی که ازت خواستم رو بهم دادی کمکم کن خوددار باشم کمکم کن پاک بمانم کمکم کن چقد دلم برات تنگ شده بود کاش بمونم پیشت می شه اگه یادم رفت یا سرم شلوغ شد بیایی و بهم سر بزنی؟!
+
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 18:54 توسط saghar
|
|



